المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

201

مروج الذهب ( فارسى )

است از جمله خبر بناهاى عجيب كه كسرى پسر قباد پسر فيروز ، پدر خسرو انوشيروان ، در اين شهر در محل معروف به مسقط با سنگ ساخته و ديوارهائى كه در ديار شروان ساخته و معروف بباروى گل است و باروى سنگى معروف به برمكى و قسمتى كه بديار برذعه پيوسته كه چون در كتابهاى سابق آورده‌ايم از ذكر آن صرف نظر ميكنيم . در خصوص رود كر اين رود از ديار خزران از مملكت جرجين آغاز مىشود و بديار ابخاز ميگذرد تا بدربند تفليس ميرسد و از ميان شهر عبور مىكند و در ديار سياورديان جريان مييابد تا سه ميلى برذعه ميرسد و به طرف برداج از توابع برذعه جارى مىشود آنگاه در حدود صناره رود رس در آن ميريزد و رس از اقصاى ديار روم از حدود شهر طرابزنده پديد ميايد تا به كر ميرسد و با آن يكى مىشود و بدرياى خزر ميريزد و رس پيش از الحاق به كر ما بين بدين كه ديار بابك خرمى است و جزو آذربايجان است و كوه ابن موسى كه از ديار اران است ميگذرد و پس از عبور از ديار ورثان بدانجا ميرسد كه گفتيم . درباره اين رودها و هم در باره اسبيذرود سخن گفته‌ايم و اين كلمه بمعنى رود سپيد است كه محل دو كلمه در فارسى و عربى مقدم و موخر است و مجراى آن بسرزمين ديلم به طرف قلعه سلار است و او ابن اسوار ديلمى يكى از ملوك ديلم است و اكنون كه تاريخ كتاب ماست بر آذربايجان تسلط دارد آنگاه اين رود در ديلم از گيل مىگذرد و بديار ديلم رودى ديگر در آن ميريزد كه آن را شاهان رود گويند و معنى آن شاه رودها است از بس سپيد و پاك و صاف است و همه با هم بدرياى گيل ميريزد كه درياى ديلم و خزر و اقوام ديگر است كه بر اطراف دريا جاى دارند و بيشتر اين مردم ديلم و گيل كه ظهور كرده و بر بسيارى از نقاط زمين تسلط يافته‌اند بر ساحل همين رود بوده‌اند . اكنون كه اخبار ديار جبل قبخ و اقوام ساكن آن كوه و مردم اطراف آن را با اخبار باب و ابواب و درياى خزر بسر برديم از ملوك سريان